سه نكته از دكتر علي شريعتي

(1)

اينجا آسمان ابريست، آنجا را نميدانم...

اينجا شده پائيز، آنجا را نميدانم...

اينجا فقط رنگ است ، آنجا را نميدانم...

اينجا دلي تنگ است ، آنجا را نميدانم.

(2)

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه

خدا مرا ببخشد.

(3)
هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ،

در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است.

و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است!

... نمي دانم، مشکل در نوع عرق است،

يا در نوع ريختن و خوردن.

دکتر علی شریعتی

زن عشق می كارد و كینه درو می كند....

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

 می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی

... او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی..

. او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...

 او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد..

. او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...

 او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....

 و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...

 و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند..

. و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...! و این, رنج است,

 دکتر علی شریعتی